در صورت فسخ نکاح زوجه مستحق مهریه و نفقه می باشد

1-با توجه به ماده 1128 قانون مدنی : که مشعر است هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبایاٌ بر آن واقع شده باشد .

ادامه خواندن “در صورت فسخ نکاح زوجه مستحق مهریه و نفقه می باشد”

موارد بطلان نكاح کدام اند؟

در عقد نکاح طرفین یا یکی از آنها نمی‌توانند حق فسخی برای خود در نظر بگیرند، به عبارت دیگر عقد نکاح از عقود لازم است اما موارد محدود و منحصری در این زمینه وجود دارد.

برخلاف سایر قراردادها در عقد نکاح طرفین یا یکی از آنها نمی‌توانند حق فسخی برای خود در نظر بگیرند. به عبارت دیگر عقد نکاح از عقود لازم است و مصلحت و ضرورت استمرار و دوام و ثبات خانواده نیز اقتضای این را دارد، اما قانونگذار برای جلوگیری از ضرر و زیان همسری که در معرض عیوب موجب فسخ نکاح قرار می‌گیرد به طور صریح و مشخص موارد فسخ نکاح را معین کرده است.

این موارد محدود و منحصر به همان موارد مصرح قانونی است.

چند نکته:

  • فسخ نکاح یکی از موارد انحلال نکاح است که تفاوت‌هایی با طلاق دارد.
  • طلاق عمل حقوقی که انجام آن منوط به تشریفات خاص است، مثل اجرای صیغه مخصوص و حضور دو شاهد عادل (مرد) ولی فسخ نکاح تنها به اراده صاحب حق انجام می‌پذیرد. (ماده ۱۱۳۲ قانون مدنی)
  • طلاق در صورتی درست است که شرایط خاص در زن موجود باشد ولی به موجب ماده ۱۱۳۲ قانون مدنی رعایت این ترتیب در فسخ نکاح شرط نیست . به عنوان مثال فسخ نکاح در دوران عادت زنانگی و نفاس زن ممکن است. در حالی که طلاق زن در این دوران درست نیست. (ماده ۱۱۴۰ قانون مدنی(
  • پیش از وقوع طلاق باید از دادگاه حکم یا اذن گرفته شده ولی فسخ نکاح نیاز به این اقدام ندارد و رسیدگی دادگاه محدود به احراز وجود حق فسخ است و تکلیفی در باب اصلاح زوجین و ارجاع به داوری ندارد.
  • طلاق مخصوص نکاح دائم است ولی موارد فسخ نکاح در دائم و منقطع یکسان است (مواد ۱۱۵۲ و ۱۱۵۳ قانون مدنی)
  • طلاق عمل حقوقی یک جانبه (ایقاع) است که به وسیله شوهر یا نماینده قانونی او(دادگاه) انجام می شود در حالی که فسخ ممکن است به وسیله شوهر یا زن واقع شود.
  • در طلاق رجعی شوهر می‌تواند در زمان عده به نکاح رجوع کند، اما در فسخ نکاح امکان رجوع وجود ندارد و تشکیل دوباره خانواده جز با نکاح جدید ممکن نیست.
  • در صورتی که مرد پیش از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، زن مستحق نصف مهریه است (ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی) ولی هرگاه عقد نکاح به جهتی قبل از نزدیکی فسخ شود، زن حق مهریه ندارد، مگر در صورتی که موجب فسخ ، عنن باشد که زن مستحق نصف مهریه است.
  • فسخ نکاح هرچند بار که بین زن و مرد اتفاق افتد ایجاد حرمت نمی‌کند.
  • با این اوصاف هم فسخ نکاح و هم نکاح موجب انحلال عقد نکاح شده و از نظر عده زن بعد از انحلال تفاوتی با هم ندارند. گفتنی است که خیار فسخ (اختیار برهم زدن نکاح) فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع و به محض آن به علت فسخ، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط می‌شود، به شرط آنکه علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد.
  • تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از خیار لازم بوده به نظر عرف و عادت است (ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی) همچنین خیار فسخ قابل اسقاط است اما به ارث منتقل نمی‌شود (ماده ۴۴۸ قانون مدنی) چرا که در اثر موت نکاح منحل می‌شود و دیگر موردی برای فسخ آن یا به ارث رسیدن حق فسخ باقی نمی‌ماند. فسخ نکاح نیاز به رضایت طرفین ندارد و کسی که حق فسخ دارد می‌تواند یک طرفه آن را انجام دهد. فسخ کننده باید بالغ، عاقل و رشید باشد.

با وکیل حقوقی عدالت مشورت کنید.

  • عیوبی که موجب حق فسخ  است:
    1. عیوب مختص
    2. عیوب مشترک

      عیوب مختص مرد در ماده
      ۱۱۲۲ قانون مدنی برشمرده شده است. و به موجب آن هرگاه مرد به دلیل عارضه‌ای ناتوان از انجام عمل زناشویی باشد قانون به زن حق می‌هد که ازدواج را برهم بزند:
        1. عنن به شرط آنکه بعد از گذشتن مدت یک سال از تاریخ رجوع زن به حاکم، رفع نشود. عنن در صورتی زن را صاحب حق برای فسخ می‌کند که پیش از نکاح حادث شده و زن نیز به آن جاهل باشد و مانع از ایفای وظیفه زناشویی شود.
        2. خصاء که عارضه مربوط به اخته شدن مرد را گویند.

۳.مقطوع بودن آلت تناسلی: به اندازه ای که قادر به عمل زناشویی نباشد

                   عیوب مختص زن در ماده ۱۱۲۳ قانون مدنی آمده است که عبارتند از:

  1. قَرَن: قرن عبارت است از استخوان يا گوشت زائدي كه در آلت تناسلي زن كه مانع نزديكي شوهر با او مي‌گردد.
  2. جذام: بيماري عفوني است با تظاهرات جلدي بد شكل، مخصوصاً در صورت است و خوره نيز ناميده مي‌شود.

۳.برص: نوعي بيماري است كه موجب غلبه سفيدي بر سياهي در قسمتي از بدن مي‌گردد.

۴. افضاء: نوعی بیماری که ارتباط انتهاي تحتاني روده بزرگ با مهبل، و يا مجاري ادرار و مثانه و مهبل. اين حالت در قسمتي از جداره‌هاي داخلي به وجود مي‌آيد و موجب    اختلال روابط جنسي مي‌گردد.

  1. زمین‌گیری: زمين‌گيري عبارت است از مفلوج شدن زن به طوري كه قدرت حركت نداشته باشد.
  2. نابینایی از دو چشم: كوري يا فساد چشم به طوري كه شخص نتواند ببيند هر چند هر دو چشم وي باز باشد ولي چپ بودن يا شب‌كور بودن و يا ضعف رؤيت يا ريزش آب در اكثر موارد موجب فسخ نكاح نخواهد بود.

این عیوب در صورتی برای مرد حق فسخ ایجاد می‌کند که هنگام عقد موجود باشد و مرد بدون توجه به آنها با زن ازدواج کرده باشد.

نکته۱:

حق فسخ به موجب عیوب زن برای جلوگیری از ضرر مرد است پس اگر به وسیله عمل جراحی یا به وسایل درمانی این عیوب از بین برود، حق فسخ نیز مبنای خود را از دست می‌دهد و ساقط می‌شود. همچنین اگر در اثر پیشرفت علم پزشکی این عیوب به صورت بیماری‌های درمان‌پذیر درآید دیگر عیب به حساب نمی‌آید و مرد به استناد آنها حق فسخ ندارد. با اینکه اسقاط حق فسخ در چنین مواردی با ظاهر عبارات قانونی مخالف است اما به طور مسلم با روح قانون و مقصود قانونگذار که حمایت از خانواده و استحکام آن است موافق‌تر به نظر می‌رسد.

نکته۲:

عیوب مشترک میان زن و مرد بدین معناست که چنانچه در هر یک از زوجین یافت شود موجب حق فسخ برای طرف مقابل است. اگرچه جنون زن و مرد از نظر احکام مترتب بر آن هر یک متفاوت است، ولی تنها مصداق عیوب مشترک در زوجین است که موجب حق فسخ می‌شود.

نکته۳:

در مورد جنون باید گفت: قانون مدنی جنون را تعریف نکرده است، اما طبق نظر فقها جنون یعنی اختلال عقل، بنابراین فراموشی‌های سریع الزوال، بیهوشی‌های ناشی از هیجانات ناگهانی و نیز بیماری صرع (غش) جنون محسوب نمی‌شود. منظور از اختلال عقل آن است که شخص در انجام وظایف عادی و معمولی روزانه خود نامتعادل شده و اعمال بدون هدف از او سر بزند. برطبق ماده ۱۱۲۱ قانون مدنی، «جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار، اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد، برای طرف مقابل موجب حق فسخ است.»

در مورد جنون دانستن این مطالب خالی از لطف نیست:

اولا: برهم زدن ازدواج در مواردی امکان پذیر است که به هنگام بستن عقد ازدواج یکی از دو همسر از جنون دیگری آگاه نباشد، چون اگر با علم به جنون با او عقد کرده باشد اقدام به ضرر خود کرده است و باید تحمل کند مانند موردی که با علم به حق فسخ و فوریت آن از حق خود صرف نظر کرده و به آن راضی می‌شود.

ثانیا: جنون باید همیشگی یا ادواری باشد و در فواصل و دوره‌های خاصی بروز کند، در صورتی که جنون عارضه ای زودگذر و ناپایدار باشد و معالجه شود برای همسر او حق فسخ ایجاد نمی‌کند.

ثالثا: آنکه در صورتی که زن یا مردی در دوران زناشویی (یکی از آنها) دچار جنون شوند بین حالتی که مرد دچار جنون شود و حالتی که زن دچار جنون شود تفاوت وجود دارد.

رابعا: اگر پس از ازدواج مرد دچار جنون شود زن می‌تواند به علت جنون شوهر ازدواج را فسخ کند. (ماده ۱۱۲۵ قانون مدنی) لیکن اگر زن پس از ازدواج دچار جنون شود مرد نمی‌تواند ازدواج را فسخ کند. تفاوت بین زن و مرد در مورد فسخ علت جنون چنین توجیه شده است که اگر زن در دوران زناشویی مجنون شود، شوهر می‌تواند به وسیله کار و فعالیت خود نفقه او را بپردازد و از او نگهداری کند و هرگاه عرصه بر او تنگ شد می‌تواند به وسیله طلاق از دست زن مجنون خود رهایی یابد یا زن دیگری بگیرد، برعکس هرگاه شوهر پس از عقد مجنون شود علاوه بر اینکه کسی نیست که نفقه زن را بپردازد (در مواردی که زن مستقلاً درآمدی ندارد) جز از طریق فسخ نکاح زن راه خلاصی ندارد.البته به نظر می‌رسد که این علت در اصلاح ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی از بین رفته است و به موجب آن، در صورتی که برای دادگاه ثابت شود دوام زوجیت موجب عسر و حرج است و …، زن می‌تواند درخواست طلاق کند. زندگی با دیوانه و مجنون از بارزترین مصادیق این حکم است و به حکم عادت تحمل ناپذیر. پس اگر زن حق فسخ نکاح را به دلیل عارضه جنون شوهر نداشته باشد، می‌تواند به وسیله درخواست طلاق از خود رفع ضرر کند.

ابطال نکاح:

موارد بطلان نكاح عبارتند از:

۱.نكاح با محارم (مواد ۱۰۴۵- ۱۰۴۶- ۱۰۴۷ قانون مدنی)

۲.نكاح با خواهر زن (ماده۱۰۴۸ قانون مدنی)

۳.نكاح بدون اجازه زوجه با دختر برادر زن و يا دختر خواهر زن وي (كه از آن مي‌تواند به نكاح غيرنافذ نيز ياد كرد.)

۴.نكاح با زن شوهردار يا با زني كه در عده طلاق يا وفات است با علم به عده و حرمت طلاق (مواد۱۰۵۰ و ۱۰۵۱ قانون مدنی)

۵.نكاح با زن سابقش كه به واسطه لعان از وي جدا شده است (ماده ۱۰۵۲ قانون مدنی)

۶.نكاح در حال احرام (ماده۱۰۵۳ قانون مدنی).

۷.عقد زني كه در زمان علقه زوجيت با همسر سابقش و يا در زمان عده رجعيه با وي زنا صورت گرفته است. (ماده ۱۰۵۴ قانون مدنی)

۸.نكاح با مادر، خواهر و يا دختر پسري كه با او عمل شنيع صورت داده است. (ماده۱۰۵۶ قانون مدنی)

۹.نكاح با زني كه سابقاً با دختر يا مادر وي نزديكي به شبهه يا زنا شده است. (ماده ۱۰۵۵ قانون مدنی)

۱۰.نكاح با زني كه ۳ دفعه متوالي زوجه او بوده و مطلقه گرديده مگر به واسطه دخالت محلل (ماده ۱۰۵۷ قانون مدنی)

۱۱.نكاح همسر سابقي كه به ۹ طلاق كه ۶تاي آن عدي است مطلقه شده باشد (ماده ۱۰۵۸ قانون مدنی)

۱۲.نكاح دايم مرد مسلمان با زن غيرمسلمان غير اهل كتاب (ماده ۱۰۵۹ قانون مدنی) و نكاح مرد غيرمسلمان با زن مسلمان

۱۳.تعليق در عقد نكاح (ماده ۱۰۶۸ قانون مدنی)

۱۴.نكاح با زن مجبور و مكره در صورت عدم تنفيذ بعدي (ماده  ۱۰۷۰ قانون مدنی)

۱۵.عدم تعيين مهر و مدت در عقد موقت (مواد ۱۰۹۵و۱۰۷۶ قانون مدنی)

۱۶.عدم توالي بين ايجاب يا قبول (ماده ۱۰۶۵ قانون مدنی)

۱۷.عدم معلوم بودن زن و شوهر براي يكديگر كه موجب شبهه باشد. (ماده ۱۰۶۷ قانون مدنی)

۱۸.نكاح با دختر باكره بدون اذن ولي قهري و در صورت عدم تنفيذ بعدي ولي و نيز عدم تشخيص مصلحت زوجه توسط دادگاه(ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی)

مدارک لازم برای طلاق توافقی

طلاق توافقی یا درخواست گواهی عدم امکان سازش است که در آن زوجین بر روی اصل طلاق ، مهریه و در صورت داشتن فرزند بر روی حضانت فرزند توافق کرده و درخواست گواهی عدم سازش را می دهند . مدارک لازم جهت گواهی عدم امکان سازش(طلاق توافقی) فقط و فقط امضای وکالت نامه از طرف زوجین و کپی شناسنامه و سند ازدواج است و هم چنین برای خانم برگه تست عدم بارداری.

ادامه خواندن “مدارک لازم برای طلاق توافقی”

موارد حقوقی مرتبط با طلاق از طرف زوج

در گذشته هر زمان زوج مایل بود که همسرش را طلاق دهد به دفاتر ثبت طلاق مراجعه و با حاضر کردن دو شهود مرد عادل و بالغ  و پرداخت کلیه حق وحقوق مالی زن و جاری شدن صیغه طلاق، همسر خود را طلاق می داد.

اما به علت اینکه بسیاری از این طلاق ها در شرایط احساسی و عصبانت مرد ایجاد می شد و پس از مدتی با پشیمانی، منجر به رجوع مرد به زن می شد و متعاقب آن سبب تبعات بی نظمی و مزاحمت برای دفاتر می شد، قانونگذار تصمیم گرفت که با مصوب این ماده در قانون مدنی، مرد را هم ملزم نماید که از طریق دادگاه اقدام به درخواست طلاق همسرش نماید زیرا با توجه به در نوبت قرارگرفتن پرونده و تشریفات داوری و آوردن شهود، چنانچه مرد در شرایط احساسی تصمیم به طلاق گرفته باشد در این مدت نسبت به طلاق همسرش منصرف می شود، اما اگر پس از طی همه مراحل مرد باز هم مصمم به طلاق همسرش بود، در این صورت ملزم است تمامی حق و حقوق زن را پرداخت نماید، او را راضی کند و سپس صیغه طلاق جاری شود.

ادامه خواندن “موارد حقوقی مرتبط با طلاق از طرف زوج”

بررسی تفصیلی ماهیّت حقوقی دیه

دیه بعنوان یکی از نهادهای حقوقی که مورد پذیرش اسلام میباشد،از لحاظ حقوقی واجد چه ماهیّتی هست؟آیا مدنی ماهیّت این نهاد میباشد که برای جبران خسارت ها و زیان هایی که در نتیجة عمل مرتکب به بزه دیده یا اولیای او وارد شده پرداخت میشود یا ماهیّتی جزایی دارد تا در زمرة مجازاتها قرار گیرد و به عنوان کیفری بر مرتکب برای تنبّه و احساس درد و رنج وی اعمال ‌شود.‌ یافتن پاسخ این پرسش، علاوه بر آثار متفاوتی که بر قبول هر نظریه مترتّب می‌شود، روشن شدن مسائل علمی دیگری، از جمله جواز یا عدم جواز اخذ خسارت مازاد بر دیه را در پی دارد که خود، مطمح نظر و محلّ مناقشة بسیاری از صاحب‌نظران بوده و هست‌.

ادامه خواندن “بررسی تفصیلی ماهیّت حقوقی دیه”

حضانت فرزند تا هفت سالگی

مادران عموماً و مادران جامعه ایرانی خصوصاً دارای عواطف و دلبستگی شدید عاطفی به فرزند می‌باشند و دلبستگی‌ها و نگرانی‌های خاصی نسبت به فرزند و به خصوص به فرزند می‌باشند و دلبستگی‌ها و نگرانی‌های خاصی نسبت به فرزند و به خصوص فرزندان خردسال خود دارند.

ادامه خواندن “حضانت فرزند تا هفت سالگی”

خیانت در امانت

دعاوی کیفری درحقیقت شاخه ای ازحقوق جزا هستند که شامل جرایم، مجازاتها و قوانین جزایی می باشند دعاوی کیفری به آن دسته از دعاوی گفته می شود که در ارتباط با جرم ، مجرم و مسئولیت کیفری است. منظور از جرم هر نوع رفتار اعم از فعل یا ترک فعلی است که در قوانین موضوعه جرم انگاری شده و برای آن مجازات تعیین شده باشد. منظور از مجرم هر شخصی (اعم از حقیقی و حقوقی) است که ارتکاب عمل مجرمانه به او نسبت داده شده و در محکمه صالح صحت این انتساب احراز شده باشد و در نهایت منظور از مسئولیت کیفری قابلیت انتساب عمل مجرمانه به متهم و به عبارت بهتر استحقاق مرتکب عمل مجرمانه به تحمل مجازات است.

ادامه خواندن “خیانت در امانت”