درباره حضانت از فرزندان

از مهمترین اهداف حقوق خانواده تقویت نهاد مقدس خانواده و پاسداری از قداست و حفظ و بقای آن و نیز حمایت از مادران و فرزندان و پدران است.

به موجب اصول ۲۱ و ۱۵۶ قانون اساسی قانون باید از مادران در دوران بارداری و حضانت حمایت نماید و نیز در صورت نبودن ولی شرعی قیمومیت فرزندان به مادران شایسته سپرده شود. به موجبماده ۱۱۶۸ قانون مدنی نگاهداری اطفال هم حقق وو هم تکلیف ابوین (والدین) است. ضمنا حضانت فرزند در صلاحیت دادگاه خانواده است.

134959_305

ترتیب رسیدگی به مسئله حضانت فرزند:

دادگاه در کلیه مواردی که مبادرت به صدور گواهی عدم امکان سازش می نماید باید ترتیب اطمینان بخشی را در خصوص نگهداری و حضانت و میزان نفقه اطفال با توجه به وضعیت مالی و اخلاقی زوجین و با در نظر گرفتن مصلحت صغار (خیر وصلاححح کودک، کودکان)تعیین نماید.

چند نکته:

  • در صورت فوت یکی از ابوین، حضانت طفل با آن که زنده است خواهد بود هرچند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین کرده باشد.(مثلا ً با فوت پدر، حضانت طفل با مادر است نه پدربزرگ طفل.)
  • طفل را نمی توان از ابوین و یا از پدر و مادری که حضانت با اوست گرفت مگر به دلیل وجود علت قانونی.
  • اگر مادر در مدتی که حضانت با اوست مبتلا به جنون شود یا ازدواج کند حق حضانت با پدر خواهد بود.
  • هیچ یک از ابوین (پدر ومادر) حق ندارند در مدتی که حضانت طفل به عهده آنهاست از نگهداری او خودداری کنند و در صورت امتناع از سوی دادگاه ملزم می شوند و چنانچه الزام مؤثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هرگاه پدر فوت شده باشد به خرج مادر تامین کند.
  • برای حضانت و نگهداری طفلی که پدر و مادر او جدا از هم زندگی می کنند، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن اولویت با پدر است. البته پس از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه است.
  • مواد ۱۱۶۸تا ۱۱۷۹ قانون مدنی به حضانت و نگهداری طفل اختصاص دارد.

طبق ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی شرایط تغییر حضانت عبارتست از:

چنانچه در اثر عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی پدر و مادری که طفل تحت حضانت او است صحت جسمی یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد دادگاه می تواند با تقاضای بستگان، قیم و یا رئیس حوزه قضائی ترتیب مقتضی دیگری را برای حضانت کودک اتخاذ نماید.

مواردی که می تواند از مصادیق تغییر حضانت باشد:

  1. اعتیاد زیان آور به الکل، موادمخدر و یا قمار.
  2. اشتهار به فساد اخلاق و فحشا.
  3. ابتلاء به بیماری روانی به تشخیص پزشکی قانونی.
  4. سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود به مشاغل ضداخلاقی مانند فساد، فحشا، تکدی گری و قاچاق.
  5. تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.

توضیحاتی درباره جرم کلاهبرداری

کلاهبرداری  از جمله جرایم پیچیده ای است که بطور معمول از سوی افراد با ضریب هوشی بالا انجام می شود . و این عامل گاهی تشخیص و مجازات مرتکب را دشوار می سازد.

کلاهبرداری جرمی است که با تعریف عمل کلاهبردار شناخته می شود .کلاهبردار با فریب طعمه خود به شکار مال او می پردازد و برای فریب او حیله به کار می برد بدین معنی که در کلاهبرداری، فردی که مورد جرم واقع شده است مال خود را با رضایت در اختیار کلاهبردار قرار می دهد و این وجه متمایز کننده این جرم از دیگر جرایم بر علیه اموال است در حقیقت کلاهبردار با انجام مانور متقلبانه (صحنه سازی) موجب اغفال شاکی می گردد و به واسطه اغفال مالک می تواند مال را در اختیار خود بگیرد.

ادامه خواندن “توضیحاتی درباره جرم کلاهبرداری”

بررسی تخصصی تحویل مبیع

تحویل مبیع عبارت است از دادن مبیع به تصرف مشتری به نحوی که متمکن از انحاء تصرفات و انتفاعات باشد و قبض عبارت است از استیلاء مشتری بر مبیع.

ساده ترین راه فهم این ماده رجوع به عرف است . بنابراین زمانی موضوع تسلیم مورد پذیرش قرار می گیرد که خریدار بتواند هرگونه که بخواهد از آن بهره ببرد.

برای اطلاعات بیشتر و مشاوره میتوانید وکیل حقوقی را ببینید.

ادامه خواندن “بررسی تخصصی تحویل مبیع”

مراحل و چگونگی انجام طلاق توافقی

طلاق توافقی: طلاقی است که در آن زوجین در تمام زمینه های مربوط به زندگی مشترک اعم از مهریه ، نفقه ، جهیزیه ، حضانت فرزندان در صورت بودن فرزند و ……. توافق کرده و دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش را به دادگاه تقدیم می کنند .

به عبارت دیگر ساده ترین شکل وقوع طلاق زمانیست که زن وشوهر بر سر مسأله طلاق توافقی داشته داشته باشند و دیگر مایل به ادامه زندگی با یکدیگر نباشند .

این نوع طلاق به طلاق توافقی معروف است .

ادامه خواندن “مراحل و چگونگی انجام طلاق توافقی”

دیه دندان از دید قانونی

دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو، به مجنی علیه یا ولی یا اولیای دم او داده می‌شود، دیه مقدر مال معینی است که در شرع مقدس به سبب جنایت غیرعمدی بر نفس عضو یا منفعت یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد مقرر شده است.

 

pic-43430-1452942309

ماده 616 قانون مجازات اسلامی از بین بردن تمام دندان های دائم بیست و هشت گانه دیه کامل دارد که به ترتیب زیر توزیع می‌شود:

الف- دندان‌های جلو که عبارتند از پیش چهارتایی و نیش که از هر کدام و عدد در بالا و دو عدد در پایین می روید و جمعا دوازده عدد است هر کدام یک بیستم دیه کامل دارد.

ب- دندان های عقب که درچهار سمت پایانی از بالا و پایین در هر کدام یک ضاحک و سه ضرس قرار دارد و جمعا شانزده عدد است هر کدام یک چهلم دیه کامل دارد.

طبق ماده 617 قانون مجازات اسلامی دندان های اضافی به هر نام که باشد و به هر نحو که روییده باشد اگر در کندن آن ها نقصی حاصل شود ارش ثابت می گردد و اگر هیچگونه نقصی حاصل نشود ارش نیز ندارد.

تبصره 1- هر گاه در کندن دندان زائد نقصی حاصل نشود لکن جراحتی به وجود آید برای جراحت مزبور ارش ثابت است.

تبصره 2- هر گاه در مورد این که دندان کنده شده اصلی است یا زائد تردید وجود داشته باشد و با رجوع به کارشناس زائد یا اصلی بودن آن مشخص نشود اقل الامرین از دیه دندان اصلی و ارش دندان زائد پرداخت می شود.

ماده 618 همین قانون بیان می‌دارد هر گاه دندان‌های اصلی دائمی از بیست و هشت عدد کمتر باشد به همان نسبت از دیه کامل کاهش می یابد خواه خلقتا کمتر باشد یا در اثر عارضه ای کم شده باشد.

طبق ماده 619 قانون مجازات اسلامی  در میزان دیه تفاوتی میان دندان هایی که رنگ های گوناگون دارند و جود ندارد و اگر دندانی در اثر جنایت سیاه شود و نیفتد دیه آن دو سوم دیه هان دندان است و دیه دندانی که قبلا سیاه شده است یک سوم دیه همان دندان است.

تبصره – در تغییر رنگ دندان بدون آنکه سیاه شود یا منفعت آن از بین برود ارش ثابت است و اگر پس از آن شخصی دندان مزبور را بکند باید دیه کامل همان دندان را بدهد.

ماده 620  بیان می‌دارد ایجاد ترک یا لق کردن دندان هر گاه درحکم از بین بردن آن باشد موجب دیه همان دندان و در غیر این صورت موجب ارش است.

طبق ماده 621 کندن دندان لق یا ترک خورده که منفعت آن باقی است موجب دیه همان دندان و در غیر این صورت موجب ارش است و در ماده 622 آمده شکستن آن مقدار از دندان که نمایان است با بقای ریشه دیه همان دندان را دارد و اگر کسی بعد از شکستن مقدار مزبور ریشه را بکند خواه مرتکب کسی باشد که مقدار نمایان دندان را شکسته است یا دیگری ارش تعیین شود.

تبصره 1- شکستن مقداری از قسمت نمایان دندان به همان نسبت دیه دارد.

تبصره 2- هر گاه قسمتی از دندان کنده شده در اثر جنایت یا عارضه ای قبلا از بین رفته باشد به همان نسبت از دیه دندان کاهش می یابد.

ماده 623 بیان می‌دارد که در کندن دندان شیری یک صدم دیه کامل ثابت است مگر اینکه کندن آن موجب شود دندان دائمی نروید که در این صورت باید دیه کامل دندان دائمی پرداخت شود.

تبصره – شکستن معیوب کردن و شکافتن دندان شیری موجب ارش است.

ماده 624 بیان می‌دارد با کنده شدن دندان دائمی دیه همان دندان ثابت می شود اگر چه دوباره در محل آن دندان دیگری بروید و مانند سابق شود و چنانچه شخصی دندان روییده شده را دوباره بکند باید دیه کامل همان دندان را بپردازد.

طبق ماده 625 قانون مجازات اسلامی هر گاه به جای دندان کنده شده دندان دیگری یا همان دندان قرار گیرد و مانند دندان اصلی دارای حس و حیاب شود کندن آن دیه همان دندان را دارد لکن اگر دارای حس و حیات نباشد کندن آن موجب ضمان مالی است.

درباره کلاهبرداری چه میدانید؟

در واقع :کلاهبرداری  از جمله جرایم پیچیده ای است که بطور معمول از سوی افراد با ضریب هوشی بالا انجام می شود . و این عامل گاهی تشخیص و مجازات مرتکب را دشوار می سازد.

کلاهبرداری جرمی است که با تعریف عمل کلاهبردار شناخته می شود .کلاهبردار با فریب طعمه خود به شکار مال او می پردازد و برای فریب او حیله به کار می برد بدین معنی که در کلاهبرداری فردی که مورد جرم واقع شده است مال خود را با رضایت در اختیار کلاهبردار قرار می دهد و این وجه متمایز کننده این جرم از دیگر جرایم بر علیه اموال است در حقیقت کلاهبردار با انجام مانور متقلبانه – صحنه سازی – موجب اغفال شاکی می گردد و به واسطه اغفال مالک می تواند مال را در اختیار خود بگیرد.

635133303343618308

کلاهبرداری بر اساس چه مبنای قانونی جرم شناخته شود؟

موضوع ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری که ارکان و شرایط قانونی این جرم را اینچنین در بر گرفته است :

هرکس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکتها یا تجارت خانه ها یا کارخانه ها یا موسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیر واقع امیدوار نماید و یا اسم یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و یا وسایل تقلبی دیگر وجوه یا اموال یا اسناد یا قبوض ….و امثال آنها را تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاهبردار محسوب می شود…….

مشخصات جرم کلاهبرداری چیست؟ و برای تحقق این جرم چه ارکانی باید نزد محاکم به اثبات برسد؟

۱- وسایلی را که کلاهبردار به کار برده باید متقلبانه باشد .

۲- شاکی باید در نتیجه توسل به وسایل متقلبانه اغفال شده و فریب خورده باشد و در نتیجه فریب مال خود را دراختیار کلاهبردار قرار داده باشد .

۳- مال برده شده باید متعلق به شاکی باشد و این یعنی اینکه مال ، متعلق به کلاهبردار نباشد .

مجازات جرم کلاهبرداری چیست؟

مجازات اصلی جرم کلاهبرداری ۱ تا ۷ سال حبس بانضمام جزای نقدی معادل مال ماخوذه می باشد.

حال که با مفهوم کلاهبرداری و روشهای جدید آن تا اندازه ای آشنا شدیدکارشناسان ما در این زمینه  توصیه هایی جهت جلوگیری از کلاهبرداری های اینترنتی که امروزه جزء شایع ترین روشها می باشد به شما ارائه خواهند کرد :

۱-شما عزیزان در دنیای مجازی می توانید خود را با شخصیتها و اسامی گوناگون و غیر واقعی معرفی کنید و در انواع شبکه های اجتماعی فعالیت کنید . پس هرگز به افراد در دنیای مجازی اعتماد نکنید.

۲-از ارائه اطلاعات کارت بانکی خود حتی به نزدیکترین اقوامتان خودداری کنید .

۳-از نوشتن رمز کارت بانکی در کنار کارت بپرهیزید و کارت خود را به شخص دیگری ندهید.

۴-هرگز به ایمیل هایی با عنوان : شرکت در قرعه کشی ، برنده شدن در مزایده ، خرید اقلام کمیاب ، انواع کمکهای مالی و ……..اطمینان نکرده و هیچ مبلغی را به حساب اشخاص خارج از کشور واریز نکنید .

۵-از انتخاب رمزها و پسووردهای ساده و رند مانند تاریخ تولد ، شماره شناسنامه ، … جداً خودداری نمایید.

موارد حقوقی نفقه

نفقه در لغت به آن چیزی گفته مي‌شود که انفاق مي‌شود و در اصطلاح شرع، هزینه  نیازمندی‌های متعارف زندگی است که پرداخت آن بر شخص واجب است.نفقه فرزندان از مسئولیت‌های مالی است که قانون برعهده پدر گذاشته است. براساس ماده ۱۹۹۹ قانون مدنی پرداخت و تامین نفقه اولاد به عهده پدر است و در صورتی که پدر فوت کرده باشد یا قادر به پرداخت نفقه فرزندان نباشد، پرداخت نفقه به عهده پدربزرگ خواهد بود و در صورتی که جد پدری هم زنده نباشد یا نتواند نفقه بپردازد، تامین هزینه‌ها به عهده مادر خواهد بود و در صورتی که مادر هم نباشد یا خودش مشکلات معیشتی داشته باشد، به عهده اجداد پدری و اجداد مادر یعنی مادربزرگ پدری یا مادربزرگ مادری خواهد بود. بنابراین نفقه فرزندان به ترتیب ابتدا به عهده پدر، دوم پدربزرگ پدری، سوم مادر، چهارم مادر بزرگ پدری و هم مادربزرگ مادری و پدربزرگ مادری خواهد بود.

%d8%b4%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b7-%d9%86%d9%81%d9%82%d9%87

کارشناسی نفقه فرزند چگونه است؟
معمولا مبلغ نفقه با توجه به وضعیت اجتماعی و نیازهای فرزند مشخص مي‌شود. کارشناس مکلف است با بررسی وضع زندگی خانوادگی فرزندو نیز بررسی مدارکی که از سوی مادر یا قیم او ارائه مي‌شود، میزان هزینه نگهداری فرزندرا محاسبه کند.يك کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی خاطر نشان کرد: برخی تصور می‌کنند اگر زنی شاغل باشد، دیگر امکانی برای درخواست نفقه فرزندش ندارد؛ اما‌اين مسئله چنین نیست و زنان شاغل هم می‌توانند بابت نفقه فرزند خود طرح دعوی کنند. از طرف دیگر، موقعیت زندگی مادر در تعیین میزان نفقه تاثیر زیادی دارد و طبیعتا وضعیت زندگی مادر به زندگی فرزند او نیز سرایت می‌کند. اگر مادری در دوران نوجوانی خود از وضعیت مرفهی برخوردار باشد یا در زمان طرح شکایت ساکن منطقه‌ای گرانقیمت باشد،‌اين مسئله نیز در تعیین نفقه فرزند او موثر است. حتی میزان نفقه فرزند از یک جامعه روستایی به یک شهر و در نقاط مختلف شهر نیز تفاوت دارد. پسران تا ۱۸ سالگی و تا زمانی که در خانه پدر خود تحصیل می‌کنند، حتی در صورت جدا نشدن پدر و مادر از هم می‌توانند دادخواست نفقه فرزند ارائه کنند اما پس از ۱۸ سالگی و با اتمام تحصیل دیگر پدر وظیفه‌اي برای پرداخت نفقه او نخواهد داشت.وی در پایان با اشاره به  پرداخت نفقه  فرزندان نامشروع  گفت: پرداخت نفقه فرزندی که از راه نامشروع به دنیا آمده شرعا واجب است و قانونا ضروری و بر‌اين اساس اگر چنانچه فرزندی دارای شناسنامه بوده و پدر وی مشخص باشد، پدر موظف است نفقه وی را پرداخت کند.

اولاد تا چه زمانى مستحق دریافت نفقه هستند
در شرع و قانون سن معینى براى نفقه فرزندان در نظر گرفته نشده و عرفاً مادام كه اولاد داراى شغل و درآمد مشخص نباشند پدر نسبت به پرداخت نفقه مسئولیت دارد. ‎باید توجه داشت كه در مورد كارمندان دولت شاهد آن هستیم تا زمانى كه دختر، همسر انتخاب نكرده و یا پسر مشغول تحصیل باشد به كارمند حق اولاد پرداخت مى‌شود.اگر پدر و مادرى از یكدیگر جدا شده باشند و حضانت فرزندان به مادر واگذار شده باشد و پدر در صورتجلسه طلاق، منزل مسكونى اش را به مادر و فرزندان انتقال دهد آیا باز هم پدر مكلف به پرداخت نفقه است ؟اولاً نفقه تنها شامل مسكن نمى شود و امورى چون غذا، اساس منزل، هزینه درمان، لباس و … نیز نفقه محسوب مى شود. ثانیاً پرداخت نفقه تكلیف قانونى پدر است و مادر ولایتى بر فرزندان ندارد و موضوع حضانت و سرپرستى موضوعى جدا از ولایت است.

محدودیت شكایت برای نفقه فرزند
پسران تا 18 سالگی و تا زمانی كه در خانه پدر خود تحصیل مي‌كنند، حتی در صورت جدا نشدن پدر و مادر از هم مي‌توانند دادخواست نفقه فرزند ارائه كنند؛ اما پس از 18 سالگی و با اتمام تحصیل دیگر پدر وظیفه‌اي برای پرداخت نفقه او نخواهد داشت.  نفقه فرزند نیز مانند نفقه گذشته قابلیت طرح شكایت‌های متعدد را دارد؛ شاید اگر قانون در‌اين زمینه به صورت دیگری نوشته مي‌شد، فرزندان مي‌توانستند تا 40 سالگی در خانه پدری ساكن و از نعمت یك زندگی مرفه به اضافه نفقه برخوردار باشند البته شكل دیگری از‌اين ماجرا هم وجود دارد و آن درخواست نفقه از سوی پدر و مادر از فرزند است كه در صورت طرح چنین درخواستی و عدم توانایی پدر برای كار كردن، دادگاه فرزندی كه توان مالی دارد را به پرداخت نفقه وادار خواهد كرد.

نفقه فرزندان نامشروع
نفقه فرزنداني كه نا مشروع يعني خارج از عقد ازدواج موقت يا رسمي به دنيا آمده‌اند يكي از مسائل چالش برانگيز است.مسعود مداحیان، کارشناس حقوق؛ عضو انجمن مدافعان حقوق بشر در رابطه با اين موضوع معتقد است كه پرداخت نفقه از سوی پدر به فرزندی که از راه نامشروع به دنیا آمده نیز ضروری است. بر‌اين اساس اگر چنانچه فرزندی دارای شناسنامه بوده و پدر وی مشخص باشد، پدر موظف است نفقه وی را بدهد.

تنفیذ وصیتنامه به چه معناست؟

هر فردی در طول حیات خود می تواند بارها وصیت کند ؛ این وصیت می تواند شفاهی یا کتبی باشد . تنظیم وصیت نامه امری اختیاری است که هرکس با توجه به امور شرعی و شخصی و مالی خود پس از فوت تعیین وتکلیف کند .

اما آثار حقوقی یک وصیت نامه بعد از فوت شخص ظاهر می شود یعنی تا زمانی که شخص زنده است،خودش تصمیم گیرنده می باشد وهمان مَثل در اینجا صدق می کند که آدم زنده وکیل و وصی نمی خواهد .

هرشخصی می تواند در طول زندگی خود بارها وصیت کند ومفاد وصیتنامه اش را تغییر دهد اما آخرین وصیتنامه متوفی (آخرین تاریخ  قبل از فوت) ملاک است .

برای اطلاعات بیشتر در این باره می‌توانید به دفتر وکالت شمال تهران مراجعه کنید.

img11512097

وصیت در واقع یک توصیه و سفارش برای بازماندگان است .

انواع وصیتنامه :

  1. وصیت نامه رسمی : این وصیتنامه در یکی از دفاتر اسنادرسمی تنظیم می شود .
  2. وصیت نامه خودنوشت : این وصیتنامه توسط خود وصیت کننده تنظیم و امضاء شده ودارای تاریخ است.
  3. وصیت نامه سری : این وصیتنامه ممکن است به خط خود وصیت کننده باشدکه چنین وصیتنامه ای باید در اداره ثبت یا محل دیگری که آن اداره معین می کند نگهداری شود ، اگر شخص وصیت کننده قادر به صحبت کردن نباشد باید دردفتر اسنادرسمی و در حضور سردفتراین کار را انجام دهد . وصیت کننده هروقت اراده کند می تواند وصیت نامه خود را از اداره ثبت پس بگیرد .
  4. هرگونه وصیتنامه ای که به یکی ازروشهای بالا تنظیم نشده باشد وصیت نامه عادی نامیده می شود .

 

آیا می دانستید که وصیت در مواقع اضطراری شرایط خاصی دارد؟

 

  • چنانچه تنظیم وصیتنامه به دلیل شرایط اضطراری مانند جنگ ، سیل ، زلزله ، شیوع بیماریهای مسری و…. با روشهای بالا امکان پذیر نباشد ؛ قانونگذار پیش بینی های لازم را نموده است . در این حالت شخص می تواند به طور شفاهی نزد دو شاهد وصیت نماید ، آنگاه دو شاهد مفاد وصیتنامه را با تاریخ روز و ماه و سال تنظیم می کنند و به امضای حاضرین می رسد . افرادی که وصیتنامه در حضور آنها در مواقع اضطراری تنظیم می شود باید در اولین فرصت وصیتنامه را نزد یکی از دفاتر اسنادرسمی که اداره ثبت معین می کند  به امانت گذاشته و اعلام نمایند که وصیت کننده درسلامت عقل آن را نوشته است ؛ چنانچه به صورت شفاهی نزد آنها اعلام شده باشد به نزدیکترین دادگاهی که به آن دسترسی دارند مراجعه و موضوع وصیتنامه را نزد قاضی اعلام کنند تا مراتب در صورت جلسه قید و به امضای قاضی و شهود برسد و این موضوع  باید ظرف یکماه توسط وصیت کننده تأیید و با یکی از سه طریق قانونی ( سری ـ رسمی ـ خودنوشت ) تنظیم گردد والا بلااثر خواهد بود مگر آنکه ورثه مفاد آنرا تأیید و قبول کنند .

        شرایط صحت وصیت نامه :

  • آنچه وصیت می شود ارزش مالی و منفعت عقلائی داشته باشد و غیر مشروع نباشد . مثلاً وصیت بر موضوعاتی مانند مواد مخدر و مشروبات الکلی باطل است .
  • مال مورد وصیت باید قابلیت معامله و نقل و انتقال داشته باشد لذا اموال عمومی و موقوفه نمی توانند مورد وصیت قرار گیرند .
  • آنچه وصیت می شود باید در مالکیت وصیت کننده باشد یعنی شخص حق دارد فقط مال خود را وصیت کند نه مال دیگری را .
  • مال مورد وصیت نباید در رهن شخص ثالث باشد .

آیا وصیت برحمل صحیح است یا خیر ؟ برای جنینی که درداخل رحم مادر است وصیت صحیح است و شرط اجرای وصیت آن است که جنین زنده متولد شود وچنانچه سقط گردد این حق به ورثه اوخواهد رسیدالبته درصورتی که ورثه موجبات سقط وی را فراهم نکرده باشند.

 

وصیت بر محجورین چگونه است ؟

صغیر و مجنون نیز می توانند طرف وصیت قرار بگیرند، در این صورت در مورد صغیر « ولی » ودر مورد مجنون « قیم » باید قبولی خود را برپذیرش وصیت نامه اعلام کنند .

 

 

سئوالی که ذهن اکثریت مردم جامعه را به خود معطوف کرده این است که آیا می توان شخصی را با وصیت از ارث محروم نمود ؟

حقیقت این است که هر فردی در زمان حیات تنها نسبت به یک سوم اموال خود حق تصمیم گیری و واگذاری در قالب وصیت را دارد و مابقی ماترک حق ورثه می باشد .  حال می توان گفت ورثه را تا ثلث از اموال می توان محروم نمود.هرچند این امر نه به سبب محرومیت وراث است بلکه نتیجه ای از فرآیند حقوقی وقف است.

مثلا یک پدر نمی تواند به دلیل اعتراض به فرزندش و یا اجبار وی به انجام کاری بگوید “تو را از ارث محروم می کنم!” واصولا هیچکس را نمی توان بر اساس تمایلات شخصی از ارث محروم کرد .

 

طبق ماده ۸۳۷ قانون مدنی : « اگر کسی به موجب وصیت یک یا چند نفر از ورثه خودرا از ارث محروم کند وصیت مزبور نافذ نیست .»

طبق ماده ۸۴۳ قانون مدنی که می گوید : « وصیت به زیاده برثلث ترکه نافذ نیست مگر به اجازه وراث و …………… »

 

زیرا نافذ بودن وصیت نسبت به ثلث و عدم نفوذ آن مازاد برثلث ازقواعدآمره محسوب می گردد ورعایت آن شرط صحت وصیت است و نمی توان برخلاف آن تراضی کرد .

تفاوت های پرونده کیفری و حقوقی

1-دعوای کیفری مربوط به عملی است که برای مرتکب آن, دادگاه مجازات تعیین می کند ولی برای دعوای حقوقی دادگاه مجازاتی درنظرنمی گیرد و فقط مرتکب عمل رابه دادن حقوق قانونی دیگران یا انجام تکالیفش ملزم می سازد.

long-island-criminal-attorney

2- شکایت کیفری را درهرکاغذی می توان نوشت و به مرجع قضایی برد ولی شکایت حقوقی حتماٌ باید درورقه مخصوصی بنام دادخواست نوشته شود والاٌ مورد پذیرش قرار نمی گیرد(ورقه دادخواست را در داخل دادگستری ها می فروشند)

3- شکایت کیفری را برای رسیدگی باید ابتداء به مرجعی بنام دادسرا برد و بعد از انجام تحقیقات در کلانتری و دادسرا , جهت رسیدگی به دادگاه فرستاده می شود. ولی دادخواست حقوقی باید مستقیماٌ به دادگاه برده شود.

4- شکایتهای کیفری را بدون استفاده از وکیل کیفری هم می توان در دادگستری مطرح کرد . ولی اکثر شکایت های حقوقی باید توسط وکیل دادگستری مطرح شود(مثلاٌ شکایتهایی که موضوع آن مالی و بیشتر از یک میلیون تومان است)

5- برای مطرح کردن شکایت کیفری(ازهرنوعی که باشد) فقط یک تمر
2000تومانی لازم است که در دادگستری برروی آن زده می شود . ولی برای طرح شکایت حقوقی , باید به تناسب ارزش مالی که راجع به آن دعوا مطرح شده یک ونیم درهزار تمبر باطل کرد (مثلاٌ برای گرفتن یک طلب 10 میلیون تومانی بالغ بر 150 هزارتومان تمبر لازم است.)

6- پرونده بسیاری از شکایت های کیفری حتی با پس گرفتن شکایت از طرف شاکی هم بسته نمی شوند(مثل شکایت راجع به رشوه, قتل, زنا و.. ) اما شکایت های حقوقی با پس گرفتن دعوا از طرف شکایت کننده , خاتمه می یابند.

7- درشکایت های کیفری, به شکایت کننده شاکی گفته می شود, به طرف او متشاکی یا مشتکی عنه و یا متهم گفته می شود و به موضوع پرونده نیز اتهام می گویند. اما در شکایت های حقوقی , به شکایت کننده خواهان می گویند. به طرف او خوانده گفته می شود و به موضوع پرونده هم خواسته می گویند.

8- برای دعوت کردن طرف شکایت کیفری(متهم) به دادگاه ورقه ای بنام احضاریه برای او فرستاده می شود ولی برای دعوت کردن طرف شکایت حقوقی(خوانده) از ورقه ای بنام اخطاریه استفاده می نمایند

9-در شکایت کیفری, اگر متهم (مشتکی عنه)به احضاریه توجه نکند و در وقت تعیین شده خود را به مرجع قضایی معرفی نکند, او را جلب و به اجبار به دادگستری می برند ولی در شکایت های حقوقی اگرخوانده بموقع حاضر نشود , منتظر او نمی مانند و ممکن است حق را به خواهان بدهند.

10- دردعواهای کیفری بدون وکیل هم می شود به حکم دادگاه اعتراض و خواستار ارسال پرونده به دادگاه تجدید نظر شد ولی در دعواهای حقوقی فقط وکیل دادگستری باید بوسیله دادخواست تجید نظر درخواست تجید نظرخواهی کند.

 

 

مراحل رسیدگی به شکایت کیفری

رسیدگی قضائی در دادگستری چند مرحله دارد(منظور از دادگستری ، تشکیلاتی است که احکام قضائی را صادر می نماید)

* مرحله طرح شکایت وشروع تحقیقات
* مرحله رسیدگی ابتدائی دادگاه اولیه
* مرحله رسیدگی تجدید نظری

 

تنظیم شکوائیه و اقامه دعوی کیفری

در تنظیم شکواییه چند نکته و شرط لازم میباشد که عبارتند از :

1-داشتن اهلیت :
در جرایمی که تعقیب آن منوط به شکایت شخص زیان دیده از جرم است ، شخص باید اهلیت داشته باشد . اهلیت در قانون جمهوری اسلامی ایران داشتن سن لازم میباشد که در دختران سن 9 سالگی و در پسران سن 15 سالگی می باشد اما معمولا رویه عملی دادگاه سن 18 سالگی میباشد . در صورتی که فرد هنوز به سن لازم نرسیده باشد باید ولی یا قیم فرد نسبت به شکایت اقدام کند .

2-شکایت شاکی :
جرایمی هست که تنها با شکایت شاکی قابل پیگیری می باشد و فاقد جنبه های عمومی هستند مانند جرایم افترا، توهین و فحاشی و در این مسائل بلافاصله پس از تقدیم شکوائیه به دادسرا تعقیب و تحقیقات شروع می شود.

3-اعلام و اخبار ضابتین دادگستری :
در جرایم عمومی و غیر قابل گذشت با اعلام و گزارش ضابطین دادگستری تعقیب جرایم را دنبال می کند . قابل ذکر است که ضابطین قوه قضائیه در حال حاضر همان ماموران نیروی انتظامی می باشند در این حال در برخی موارد نیروی مقاومت بسیج ، سپاه پاسداران جمهوری اسلامی نیز به عنوان ضابطین دادگستری محسوب می شوند .

4-اظهار و اقرار متهم

5-جرایم مشهود
شکوائیه :
شکوائیه را میتوان د ر کاغذ معمولی صادر کرد و نیاز به کاغذ خاصی ندارد . در تنظیم شکوائیه باید به نکات زیر توجه داشت .

1-نام ، نام خانوادگی ، نام پدر و نشانی دقیق شاکی
2-موضوع شکایت با ذکر تاریخ و محل وقوع جرم ( تاریخ اعلام شکوائیه به داد سرا باید قید شود )
3-ذکر ضرر وزیان مالی که به مدعی وارد شده و قابل مطالبه می باشد .
4-مشخصات و نشانی مشتکی عنه ( متهم ) یا مظنون
5-اد له و اسامی و مشخصات و نشانی شهود و مطلعین
پس از در موارد فوق و تکمیل شکوائیه ، شاکی بایدامضاء کند و به دادسرا یا دادگاه مربوطه ارائه کند .

دادسرا یا دادگاه با برسی دستورات لازم را جهت پی گیری به ضابطین قضائی اعلام می کند .

اصطلاحات که در این بحث وجود دارد عبارتند از:
1-مجنی علیه : کسی که جرم بر او واقع شده است .
شروع تحقیقات

شروع تحقیقات باشنیدن شکایت شاکی است یعنی قاضی دادسرا باید بداند شما از چه کسی شکایت دارید ودلائل شکایت شما چیست ارائه دلیل بسیارمهم است وجود دلیل محکم راه رسیدگی را هموار میکند وپرونده درمسیرتحقیقات پیچیده نمی افتد وزودتربه نتیجه می رسد باوجود دلیل قاضی می تواند قرار مناسبی برای متهم صادر کند وپس از گرفتن دفاعیات اوسریعا نظرخود را بدهد اما گاهی شاکی دلیل کافی ندارد ویک سری قرینه هائی ارائه میدهد که قاضی باید آنها راارزیابی کندواگرآن را کافی ندید ودر عین حال ظن به مجرمیت متهم دارد تحقیقات بیشتری راازضابطین قضائی می خواهدودستورات لازم را درمورد کیفیت تحقیق به آنها میدهد شاکی می تواند مواردی را که برای احراز مجرمیت متهم ضروری می داند به قاضی اعلام کند تادرصورت لزوم انجام شود ولی اگرقاضی ظن به مجرمیت متهم نداشت قرارمنع تعقیب متهم را صادر میکنداین قرار قابل اعتراض در دادگاه خواهد بود.

 

توضیحاتی در مورد دادخواست(حقوقی)

نکاتی که در تنظیم دادخواست ضروری است وذکر کردیم ضرورت آن بنا به آثار وتبعاتی است که داردکه بترتیب توضیح میدهیم.

۱-اگرارزش خواسته معلوم نباشد اولا تعیین هزینه دادرسی مقدورنیست ثانیا صلاحیت دادگاه مبهم خواهد بود البته اکنون که دادگاههای عمومی به هردعوی ابتدائی رسیدگی میکنند این مشکل نخواهد بود ولی در قطعی بودن ویا قابل اعتراض بودن رای موثراست

۲-اگر جهت طلب شما معلوم نباشدادعای شما مستند نیست چون بایداین این مطلب روشن باشدکه مثلا طلب ناشی از صدور چک خوانده است یا تعهدی که طی قرارداد داده است وقتی جهت روشن شد تکلیف دادگاه روشن میشود که در محور چه چیزی بررسی کند

۳-اگر خواسته خواهان روشن نباشددر این صورت نیزدادگاه در اتخاذ تصمیم دچار مشکل است فی المثل اگر دعوی درخصوص مال غیر منقول با شد خواهان باید مشخص کند که خلع ید را درخواست دارد یا تخلیه یا الزام خوانده به انتقال سند را مشخص شدن هر یک از این خواسته ها در تصمیم گیری داگاه مؤثراست بدین معنا که هریک از خواسته های خلع ید وتخلیه اشاره به یک اقدام خاصی از طرف خوانده است وقتی شما خواسته را خلع ید می نویسید معنایش اینستکه خوانده بدون اجازه ملک مورد نظر را متصرف شده وقتی خواسته را تخلیه می نویسید معنایش اینسکه تصرف بدون اجازه نبوده ولی اکنون بجهتی قانونی میخواهید ملک را از تصرف خوانده که از تحویل آن استنکاف دارد خارج کنید

۴-اگر دلائل خواسته معلوم نباشد اثبات ادعا میسر نخواهد بود زیرا هر ادعائی مستلزم ارائه مدارک ومستندات است مگر اینکه خوانده صراحتا ادعای شما را قبول داشته باشد که این امر کمتر اتفاق می افتد لذا خواهان باید برای اثبا ادعای خود دلائلش را در ستون مخصوص دادخواست ذکر کند البته ممکن است بعضی از دلائل اکتسابی با شد یعنی در جریان رسیدگی بدست آید مانند اینکه موضوع مورد ادعا با انجام کارشناسی یا شهادت شهود یا معاینه وتحقیق محلی روشن میشود در اینصورت اگرخواهان انجام موارد مذکور را خواستار باشد باید در متن دادخواست تقاضا نماید.

 

نکات الزامی دردادخواست

1-نام ونام خانوادگی خواهان با ذکر نام پدر – سن – اقامتگاه – حتی الامکان شغل

۲- نام ونام خانوادگی خوانده با ذکر اقامتگاه وشغل وی

۳-تعیین خواسته وبهای آن

۴-تعهدات وجهاتی که خواهان بموجب آن خود را طلبکارمیداند بطوری که مقصود وی روشن باشد

۵-آنچه رااز دادگاه درخواست داردباید ذکر کند

۶-ذکر ادله ای که برای اثبات حق خوددارد

۷-ذیل دادخواست را امضاء نماید یا اثر انگشت بزند

فرمهای دادخواست را می توان از دفتر دادگستری تهیه کرداین فرمها بنحوی چاپ شده که هرکس بخواهد آن را تکمیل کندبراحتی می تواند نکات ضروری را در آن بیاورد.

 

تقدیم دادخواست

شروع به رسیدگی در دعا وی حقوقی مستلزم تقدیم دادخواست است یعنی اگر ادعائی را می خواهید دردادگاه مطرح کنید با ید آن رادرقالب دادخواست تنظیم کرده وتقدیم دادگاه کنید متن دادخواست را می توانید خود بنویسید ویا کس دیگری با املائ شما بنویسد سعی کنید متن را صحیح وخوانا بنویسید وترجیحا آن را تا یپ کنید.

تقدیم دادخواست به دادگاههای کیفری(استثنا)

گفتیم که فرم دادخواست برای دعاوی حقوقی ومالی است ومعمولا به دادگاههای حقوقی تقدیم میگردد اما گاهی ممکن است یک امر کیفری با شکایت شما دردادگاه کیفری مطرح باشد که جنبه مالی هم داشته باشد مثلا علیه کسی شکایت خیانت درامانت مطرح کرده اید وپرونده دردادگاه کیفری درحال رسیدگی است چون دادگاه کیفری صرفا به آنچه شما شکایت کرده اید رسیدگی میکند وکاری به جنبه مالی ندارد قانونگذار اجازه داده برای تسهیل کار واینکه شما زودتربحق خود برسید دعوی مالی مرتبط با همان شکایت را در همان دادگاه کیفری با تقدیم دادخواست مطرح کنید درچنین مواردی دادگاه کیفری پس از رسیدگی به امر کیفری درصورتی که جرم را ثابت دانست ومتهم را به مجازات محکوم کرد به امرحقوقی ادعائی شما رسیدگی ورای مقتضی صادر خواهد کرد.

کیفر خواست چیست ؟

کیفر خواست در حقیقت ادعا نامه دادستان علیه متهم است کیفر خواست هنگامی صادر میشودکه تحقیقات انجام شده ودلایل جمع آوری گردیده است کیفر خواست بعد از صدور قرار مجرمیت و توسط دادستان یا جانشین او صادر میشود با صدور کیفرخواست کار رسیدگی در دادسرا تمام میشود واز آن به بعد رسیدگی در دادگاه آغاز میگردد، هرچند کیفرخواست حکایت از احراز جرم برای دادسرا دارد ولی در عین حال دلیل مجرمیت متهم نیست متهم وقتی مجرم شناخته میشود که دادگاه اورا محکوم کند.

 

دادسرای عمومی و انقلاب

قبلا داسرای عمومی جدا از دادسرای انقلاب بود و صلاحیت رسیدگی هر کدام جدا گانه مشخص شده بود و در سال ۱۳۷۳ با تصویب قانون تشکیل داد گاههای عمومی و انقلاب، دادسرا ها منحل شده و شکایات مستقیما در دادگاه رسیدگی می گردید اما بعد از گذشت یک دهه از اجرای این قانون به این نتیجه رسیدند که انحلال دادسرا ها صحیح نبوده است لذا با تقدیم لایحه ای به مجلس شورای اسلامی قانون مزبور اصلاح گردید و دوباره دادسرا ها تشکیل شد.اما این بار داسرای عمومی و انقلاب نام گرفت.

دادستان هر شهرستان رئیس دادسرای عمومی و انقلاب است، هر دادسرا علاوه بر دادستان به تعداد لازم بازپرس و دادیار دارد.
مهمترین وظیفه دادسرا رسیدگی های اولیه به شکایات کیفری است، دادسرا پرونده را جهت رسیدگی محاکماتی در دادگاه آماده می کند، اقدامات دادسرا نقش مهم و سازنده دارد فی المثال در خصوص قتل اقدام به موقع بازپرس اعم از حضور در صحنه جرم و تحقیق دقیق و باز جویی از حاضرین در صحنه و جمع آوری مدارک جرم می تواند برای صدور یک حکم عادلانه کار گشا باشد.